مفهوم و کاربرد آمار


آمار امروزه يک تكنولوژي(فناوري) از روشهاي علمي است زيرا ابزار وتکنيک لازم را براي محققين آماده مي کند . هر تحقيق بر پايه سه مرحله بنا مي شود :


۱-
آماده سازي زمينه تحقيق وطرح آزمایش
۲-
اجراي طرح تحقيق و مشاهده نتايج و تحليل مشاهدات وکشف اطلاعاتي تازه نسبت به موضوع يا فرضيات تحقيق
۳-
ساختن قانوني جديد وتوصيف آن وکاربرد آن در آزمايشهاي ديگر


آمار توصيفي،

تحليل وتوصيف نمونه ونتايج حاصل از آن است وآمار استنباطي، تعميم نتايج اين نمونه به کل جامعه تحت مطالعه .
سرآغاز اولیه آمار را باید در شمارش های آماری حوالی آغاز قرن اول میلادی یافت. اما ،تنها در قرن هجدهم بود که این علم ، با به کار رفتن در توصیف جنبه هایی که شرایط یک وضعیت را مشخص میکردند ، به عنوان رشته ای علمی و مستقل شروع به مطرح شدن کرد. مفهوم از کلمه لاتینی ،به معنی شرط ، استخراج شده است. مدت های مدید ، این علم ، محدود به کار در این حوزه بود ، و تنها در دهه های اخیر از این انحصاری جدا شدو ، و به کمک نظریه احتمال ،شروع به بررسی روش های تحلیل داده های آماری و اثبات فرض های آماری کرد. روش های این آمار ریاضی با آشکار کردن قوانین جدید ، به ابزاری موثر در علوم طبیعی و تکنولوژی تبدیل شد.واژه آمار از كلمه لاتين Status سرچشمه گرفته است كه به معناي حالت, وضع يا موقعيت مي باشد.از اين واژه به عنوان ريشه واژه هاي Stato (دولت)، Statista (دولت شناسي يا كسي كه اطلاعات راجع به دولت دارد)، Statistica (آمار)، كه مجموعه معين راجع به دولت مي باشد، به وجود آماده است.
از واژه آمار ۳ معني مي توان برداشت کرد :


الف- اطلاعات عددي :مجموعه اعدادي که به روش خاصي از جامعه تحت مطالعه، جمع آوري وبه صورت جدول ونمودار باشاخه هاي عددي ارائه مي شود .
ب تئوري اعداد : منظور اصول وقواعدرياضي و احتمالي براي ساختن فرمولها ومحاسبه پارامترهاست .
ج روشهاي آماري : روشهايي که در جمع آوري،تنظيم وتجزيه وتحليل وتفسير اطلاعات عددي مورد استفاده قرار مي گيرد .
علم آمار همانند هر علم ديگر، در نتيجه نيازهاي بشر بوجود آمده است و تاريخي غني دارد بطوريكه از دورانهاي گذشته تا كنون رشد و تكامل آن ادامه يافته آست.


سرشماريهاي بسيار ابتدايي كه به هيچ رو با آمار دموگرافي و سرشماريهاي امروزي قياس شدني نيست، بناي آمار كنوني را پي ريزي كرده و آغاز نموده است.با ظهور سرمايه داري و گسترش تجارت، آمار در مقابل مسائل مركب تر و پيچيده تري قرار مي گيرد و حجم اطلاعات جمع آوري شده افزايش مي يابد و در نتيجه كارهاي آماري نيز توسعه مي يابد. بطوريكه از نظر ماهيت عميق تر، از نظر موضوع مورد مطالعه وسيع تر و از نظر وسائلي كه به كار گرفته مي شود كاملتر ميگردد.در تحقيق هاي علمي بيش از همه اين فكر كه آمار در قرن هفدهم به خود شكل يك علم مي گيرد طرفدار پيدا كرده است. در اواسط قرن هفدهم در انگلستان يك جريان علمي پديد امد كه نام‌” حساب سياسي“ به خود گرفت. اين جريان علمي را ويليام پتي و جان گرانت آغاز كردند و بعد از آنها بنام كتبحسابدانهاي سياسي “ ناميده شد. اين دانشمندان در برسي هاي خود از مشخص كننده هاي آمار همچون كميت هاي نسبي و متوسط استفاده مي كردند. همزمان با ظهور اين مكتب، در آلمان مكتب ” آمار توصيفي “ يا ”دولت شناسي“ توسعه يافت. ظهور اين علم به سالهاي ۱۶۶۰ مربوط ميگردد. دانشمندان اين مكتب سعي وافر داشتند كه به طور همه جانبه اي با استفاده از اعداد، دولتها و كشورها را تشريح و تفسير كنند. بين داشمندان دولت شناس، بيش از همه ” آخن وال“ استاد دروس حقوق بين الملل و آمار در دانشگاه گوتينگن جلب نظر ميكند. بعضي از آمار دانان آخن وال را پدر آمار مي دانند. البته از بنيانگذاران علم آمار، قبل از ديگران مي توان از ” كتله“ نام برد.

توصیفی واقعی از کامیابی

همیشه پیروزی ها به کامیابی منجر نمی شوند،

  چه بسیار شکستهایی که اندک زمانی ناراحتی ، اما مدتها

 کامیابی بزرگتر و شادی و شعف وصف ناپذیر به دنبال داشته اند …

 لطفن صبور باشید …

 گاهی زندگی سر به سر شما می گذارد لطفن جنبه شوخی اش را داشته باشید … گاهی هدیه زندگی در چمدانی است که بیرون در گذاشته ، نه در دستهای آشکارش.

 

چگونه نگرانی را مهار کنیم!!!

 

نگرانی ، بدون انجام عملی آگاهانه و منطقی ، تنها یک اتلاف وقت تمام عیار است

چون چیزی را تغییر نمیدهد،

تنها کارش این است که خوشحالیتان را می رباید و شما را به شدت مشغول هیچ و پوچ می کند …

با کز کردن و نوشیدن افیون نامیدی و خمودگی، دستهای ذهنتان را زنجیر و روحتان را بیمار نکنید …

همیشه و همیشه بیاد داشته باش که :

از تو فقط حرکت و از خدا، آنچه میخواهی و برکت …

 

توصیف موفقیت

موفقیت ؛ مجموعه ای از تلاش های کوچک روزانه است …

هیچکس قفل بدون کلید نمیسازد

بنابراین خدا مشکلات را بدون راه حل قرار نداده

پس با مشکلات خود ، با اعتماد به نفس بالا برخورد کنید . . .

موفقیت در زندگی، مرهونِ اراده است، نه مغز.

 

 

تاریخچه احتمال

پیدایش رسمی احتمال از قرن هفدهم به عنوان متدی برای محاسبه شانس در بازیهای قمار بوده است. اگر چه ایده های احتمال شانس و تصادفی بودن از تاریخ باستان در رابطه با افسونگری و بخت آزمایی و بازیهای شانسی و حتی در تقسیم کار بین راهبان در مراسم مذهبی وجود داشته است و به علاوه شواهدی از بکارگیری این ایده ها در مسایل حقوق٫ بیمه٫ پزشکی و نجوم نیز یافت میشود٫ اما بسیار عجیب است که حتی یونانیان اثری از خود در رابطه با استفاده از تقارنی که در هندسه بکار می برده اند در زمینه احتمال یا اصولی که حاکم بر مسایل شانس باشد بجا نگذاشته اند.

ارسطو پیشامدها را به سه دسته تقسیم می نمود:

۱) پیشامدهای قطعی که لزومآ اتفاق می افتادند.

۲) پیشامدهای احتمالی که در بیشتر موارد اتفاق می افتادند.

۳) پیشامدهای غیر قابل پیش بینی و غیر قابل شناسایی که فقط با شانس محض رخ میدهند.

اما ارسطو به تعبیرهای مختلف احتمال اعتقاد نداشته و فقط احتمال شخصی که مربوط به درجه اعتقاد افراد نسبت به وقوع پیشامدهاست را معتبر می دانسته است.
پاسکال و فرما اولی کسانی هستند که در اوایل قرن هفدهم مسایل مربوط به بازیهای شانسی را مورد مطالعه قرار دادند و این دو نفر به عنوان بنیانگزاران تیوری ریاضی احتمال لقب گرفته اند. دانشمندانی از قبیل هی گنز کارهای آنها را ادامه داده و ویت و هلی این مسایل را در آمارهای اجتماعی بکار گرفتند. این علم جدید نخستین نقطه اوج خود را در اثر مشهوری از ژاکوب برنولی بدست آورد. در این اثر علاوه بر تعریف کلاسیک احتمال ریاضی٫ اساس خاصی از قانون اعداد بزرگ و کاربردهای احتمال در آمارهای اجتماعی نیز مطرح شده است.
در قرن هجدهم متفکران بزرگی چون دی مور٫ دانیل برنولی٫ آلمبرت٫ اویلر٫ لاگرانژ٫ بیز٫ لاپلاس و گاوس قسمتی از وقت خود را به این علم جدید اختصاص دادند. بیز در سال ۱۷۶۳ قانون معروف بیز را ارایه می دهد و لاپلاس در نوشته ای تمام موضوع علم احتمال را جمع آوری می کند. مهمترین قضایای حدی که در محاسبات احتمالی بکار می رفته و تاثیر احتمال در ریاضی٫ فیزیک٫ علوم طبیعی٫ آمار٫ فلسفه و جامعه شناسی در این اثر جمع آوری شده است.
با مرگ لاپلاس در سال ۱۸۷۲ اوج پیشرفت این علم به اتمام رسید و علی رغم برخی تلاشهای فردی که ماحصل آنها کشف قضایایی چون قضیه اعداد بزرگ پواسون و یا نظریه خطاهای گاوس بود٫ بطور کلی احتمال کلاسیک ارتباط خود را با مسایل تجربی و علمی از دست میدهد. اما جریانهای متقابل ظاهر می شوند. به موازات پیشرفت نظریه ریاضی یک نظریه آمار به عنوان کاربردهایی از احتمال بوجود می آید. این نظریه در رابطه با مسایل مهم اجتماعی از قبیل اداره داده های آماری٫ مطالعه جمعیت و مسایل بیمه بکار می رفته است. اساس کار توسط افرادی چون کوتلت و لکسیز ریخته شده و توسط دانشمندانی چون فشنر(روانشناس)٫ تیله و برانز(منجمان)٫ گالتون و پیرسون(زیست شناسان) پیشرفت نموده است. این کارها در اواخر قرن نوزدهم در جریان بوده و در انگلستان و برخی دیگر از کشورها حرفه حسابگری٫ به مفهوم آماردانی که از اقتصاد و ریاضی هم اطلاعاتی دارد و در جمعیت شناسی و بیمه خبره می شود٫ رونق می یابد. از طرف دیگر فرمولهای کلاسیک ایده های احتمال میز مسیر پیشرفت و کاربردی خود را ادامه میدادند. در این قرن در تلاش برای روشن سازی پایه منطقی کاربردهای احتمال٫ وان میزز یک فرمولبندی جدید برای محاسبات احتمالی ارایه میدهد که نه تنها از نظر منطقی سازگار بوده بلکه نظریه ریاضی و تجربی پدیده های آماری در علوم فیزیکی و اجتماعی را پایه گذاری می نماید.
مدل کلاسیک احتمال توسط برنولی و لاپلاس معرفی شد. این مدل به دلیل فرض همطرازی و عدم امکان تکرار در شرایط یکسان و دلایل دیگر با اشکالاتی روبروست که بسیاری از پدیده های طبیعی بر آن منطبق نیست.
ایده های اساسی نظریه تجربی احتمال که قرار دادن فراوانی نسبی بجای احتمال است در سال ۱۸۷۳ توسط پواسون ارایه گردید.
بسیاری از مسایل احتمال حتی قبل از بیان اصول آن توسط کلموگرف در سال ٫۱۹۳۳ با ابزارهای تجربی و حتی نظری توسط دانشمندان مطرح شده است. ولی کلموگرف با بیان اصول احتمال پایه این علم و ارتباط دقیق آنرا با مباحث ریاضی مستحکم می نماید.
در این زمان احتمال به عنوان یکی از شاخه های ریاضی٫ نه تنها کلیه ابزارهای ریاضی را جهت پیشرفت خود بکار می گیرد٫ بلکه توانسته کاربردهایی را در حل برخی از مسایل ریاضی داشته باشد. نظریه احتمالی اعداد٫ نظریه احتمالی ترکیبیاتی و کاربردهای شاخص احتمال در برخی از مسایل آنالیز٫ بعضی از کاربردهای احتمال در ریاضی هستند.
از طرف دیگر احتمال به عنوان زیربنای ساختاری و اصول ریاضی علم آمار٫ در جهت پیشرفت این علم و قوام بخشی به دستورات آن نقشی اساسی دارد.
مسایل جالب احتمال هندسی و نظریه احتمالی اعداد٫ شمه ای از زیبایی های احتمال است که همه اینها با هم زیبایی٫ کارآیی و توان علم احتمال را نشان می دهند.

میتوانیم اراده خود را تقویت کنیم

تقدیم به دانش آموزانم برای افزایش اراده شون  شون برای شرکت در کنکور ۹۳

شما میتوانید…..

آيا تو هم جزو افرادي هستي که از لحاظ قدرت اراده خودت را دست کم گرفته اي و احساس مي کني بي اراده اي ؟ اگر چنين فکري مي کني , موفقيت خودت را دست کم گرفته اي . همه به طور ذاتي اراده دارند و مساله مهم اين است که چطور آن را کشف و از آن بهره برداري کنند . پس گام اول اين است که قدرت اراده ات را قبول داشته باشي . به آن اندازه که زندگي داري , اراده هم داري .

اگر کسي بسته اي بسيار سنگين را مقابلت بگذارد و از تو خواهش کند آن را بلند کني و تو ميداني که نميتواني آن را بلند کني , آيا مي گويي : ” من قدرت ندارم ؟” يا اينکه ” آنقدر زور ندارم که چنين بسته اي را بلند کنم ” . پس وقتي مي گويي آنقدرها زور و قدرت براي بلند کردن اين بسته سنگين را ندارم منظور تو اين است که زور و قدرت در وجودت هست ولي براي بسته اي به اين سنگيني کافي نيست .

در مورد اراده هم همينطور است . وقتي يک تکه کيک شکلاتي به تو تعارف مي شود , مي پذيري نه به خاطر اينکه فاقد اراده هستي , بلکه در ان لحظه دلت نخواسته اراده ات را به کار ببري .

مرحله اول براي ايجاد اراده , اين است که بپذيري اراده در وجودت هست و درست مثل ماهيچه بازوانت واقعيت دارد , حتي اگر اين ماهيچه ان چنان هم قوي نباشد , ولي به هر حال وجود دارد .

در مرحله دوم بايد اراده ايت را تقويت کني تا از منافع آن بهره مند شوي . نکته مهم اين است که وقتي تصميم به انجام کاري مي گيري , روي آن تامل کن و منافع آن را در نظر بياور , سپس با فعاليت و ثبات قدم آن را عملي ساز . وقتي هدف تو عاقلانه و الهي باشد , امکان ندارد از انجام آن دست بکشي , بلکه با عزمي راسخ سعي مي کني مشکلات و موانع سر راه را کنار بزني و با تلاش و کوشش و اراده اي قوي پيش بروي .

راه هاي تقويت اراده
براي تقويت اراده راهکار هاي زير پيشنهاد مي شوند :

۱ – هدفت را دقيق و شفاف مشخص کن

هدفي که مطابق با امکانات و استعدادهايت باشد نه جاه طلبانه , و خارج از توانايي هاي شخصي . در غير اين صورت در مواجهه با موانع سر راه نا اميد شده و از دنبال کردن هدفت انصراف مي دهي , چون در اين مرحله خود را بي اراده و ناتوان تلقي مي کني .

۲ – توانايي هايت را بشناس و ان ها را به کار بگير

خودت بهتر از هرکس ديگري از استعدادها و توانايي هايت خبر داري , پس براي رسيدن به هدفت , اين نيرو ها را بشناس و آن ها را به کار گير .

۳ – برنامه ريزي منظم براي اجراي اهداف

جدولي تهيه کن و هر نوع فعاليتي را که براي رسيدن به هدفت نياز داري , در ان يادداشت کن . هر روز صبح به جدول نگاهي بيانداز و موارد اجرايي را عملي کن و شب هم قبل از خواب همان جدول را مورد ارزيابي قرار بده و همه  فعاليت هاي روزانه ايت را که با موفقيت انجام دادي بررسي کن . سپس در صورت موفقيت خودت را تشويق کن و در صورت سهل انگاري که ناشي از دلسردي و عدم اراده است خود را تنبيه کن .

۴ – به گفتار و حرف هايت توجه کن

گفتن يعني باور داشتن . وقتي مي گويي : “من آدم بدشانس و بي اراده اي هستم” يا “من بي استعدادم” در واقع با همين جملات منفي و کوبنده , حکم محکوميت خود را صادر مي کني . چون طرز تفکر , گفتار و کلام توست که شالوده و اساس زندگي ات را مي سازد . وقتي نگرش خود را عوض کني , مطمئنا اتفاقي زيبا در زندگي ات رخ مي دهد . با تغيير فکر , کلام و نگاه است که ايده آل ها و اهداف هاي مفيد زندگي تو شکل مي گيرد و با تلاش پيگير و اراده ي قوي , انتخاب هاي عالي ات جواب مي دهد  . يادت باشد فقط ۱۰ درصد از تغييرات مثبت يا منفي زندگي به وقايع بيروني مربوط مي شود و ۹۰ درصد آن به نوع نگرش و انديشه خودت نسبت به رويداد هاي زندگي وابسته است . پس از تغيير نگرش ميتواني هر روز عبارات تاکيدي مثبت را تکرار کني :

  • ۱ – من نيروي اراده قوي دارم
  • ۲ – اراده ام را تقويت مي کنم و امورم را با موفقيت انجام ميدهم
  • ۳ – با اراده قوي خودم به تمامي اهدافم مي رسم .

خودت هم ميتواني عبارات تاکيدي مثبتي در مورد اراده بنويسي و هر روز تکرار کني .

قدرت عظيم اراده در وجودت نهفته است , کافي است به آن تلنگري بزني . با ايمان به توانايي هاي الهي خود , ميتواني هرکاري را که اراده کني با موفقيت به انجام برساني .

منبع :کلیشه

تفاوت IQ با EQ

تقريباً همه افراد واژه ‌IQ‌ يا ضريب هوشي را شنيده‌اند و کم و بيش با مفهوم آن آشنا هستند.
اما آنچه کمي ناشناخته باقي مانده و هنوز گروه زيادي با آن غريبه هستند، ‌EQ‌ يا همان هوش هيجاني است؛ همان چيزي که براساس نظر دانشمندان مي‌تواند عاملي براي موفقيت افراد باشد، همان چيزي که مي‌تواند براي کنترل استرس و اضطراب به فرد کمک کند و همان چيزي که موجب مي‌شود افراد در جامعه موفق‌تر عمل کنند.

 
سال‌هاي سال دانشمندان تصور مي‌کردند IQ تنها عاملي است که مي‌تواند موفقيت افراد را تعيين و آن را تضمين کند، در حالي که امروزه نظر آنها تغيير کرده و مي‌گويند EQ هم عاملي بسيار مهم براي موفق‌ بودن يا ‌ نبودن افراد مختلف است.‌
البته براساس نظرياتي که امروزه مطرح مي‌شود، EQ حتي مهم‌تر از IQ نيز به حساب مي‌آيد، به اين معنا که EQ تعريف گسترده‌تري دارد و IQ تنها بخش کوچکي از آن است. ‌

 
خلاقيت، ارتباط مناسب با ديگران، استفاده از حواس پنجگانه و تجربيات مناسب از حواس همگي در محدوده هوش‌هيجاني، هوش‌عاطفي يا همان هوش‌احساسي جاي مي‌گيرد البته بايد بدانيد هوش‌هيجاني قابليت رشد و پرورش هم دارد و هرچه بهتر و موفق‌تر بتوانيم آن را مديريت کنيم و هوش‌هيجاني را در خودمان و فرزندان‌مان بيشتر پرورش دهيم، تاثيرات مثبتي هم از آن در زندگي‌مان مشاهده خواهيم کرد.
براي اين‌که بهتر متوجه اين موضوع شويد، به اين مثال توجه کنيد: امنيت شغلي يکي از موضوعات مهم و يکي از بزرگ‌ترين دغدغه‌هاي انسان امروزي است،اما فردي که EQ بالايي دارد و براحتي مي‌تواند با ديگران ارتباطات مناسبي برقرار کند، به طور حتم امنيت شغلي بهتر و بيشتري هم خواهد داشت البته مبحث EQ فقط به اين موضوع ختم نمي‌شود و تعريف‌هاي گسترده‌تري دارد؛ رضايتمندي از زندگي زناشويي، داشتن روابط اجتماعي لذت‌بخش، ارتباط شغلي مناسب، انگيزش شغلي و ارتباط مناسب والدين با فرزندان همگي از جمله مواردي است که در صورت استفاده مناسب از هوش‌هيجاني مي‌تواند رشد کند و بهبود يابد.
در واقع، هوش‌هيجاني بيشتر بر موضوع ارتباط مناسب افراد با يکديگر تاکيد مي‌کند که متأسفانه در اين دوران کمي به دست فراموشي سپرده شده است.
در صورتي که اگر به اين موضوع اهميت بيشتري بدهيم، تاثير مثبتي بر خود بويژه فرزندان‌مان خواهيم گذاشت که به اين ترتيب در پرورش هوش‌هيجاني آنها نيز موثر خواهيم بود.

روانشناسي خنده چه مي گويد ؟

 

شايد بارها اين جمله را شنيده‌ايم که خنده بر هر درد بي درمان دواست و بارها اين تجربه را حس کرديم که بعد از يک خنده طولاني تا ساعت‌ها و حتي تا روزها حال خوبي داشته‌ايم. در حقيقت، خنده، نوعي درمان است که ما را تشويق مي‌کند از پديده طبيعي فيزيولوژيکي خنده استفاده کنيم تا احساس‌هاي دردناک عصبانيت، ترس، کسالت و … در ما کاهش يابند.

اما گاهي پيش مي‌آيد در موقعيتي قرار مي‌گيريم که مجبوريم به اجبار لبخند بزنيم يا حتي بلند بخنديم و حتما براي برخي از ما پيش آمده است از فرط عصبانيت زياد خنده‌مان گرفته که به آن خنده عصبي مي‌گويند. انواع خنديدن داريم اما آيا وقتي به اصطلاح به زور و تصنعي مي‌خنديم ديگران متوجه مي‌شوند؟ آيا مي‌توان با خنده دروغين ديگران را فريب داد و آيا خنده دروغين به همان اندازه بر روحيه انسان‌ها تاثيرگذار است؟ اينها سوالاتي است که ممکن است ذهن ما را مشغول کند،ما پاسخ اين سوالات را گردآوري کرديم و با مشورت با پوريا پاکرو روانشناس و مشاور به اين نتايج جالب رسيديم و گپ و گفتي داشتيم با اميد زندگاني بازيگر سينما و تلويزيون در مورد همين موضوع که خواندنش خالي از لطف نيست.

اميد زندگاني بر عکس ظاهر آرام و متينش اتفاقا کاملا خوش خنده بود و در صحبت‌هاي خود در مورد سوژه اين شماره ما که انواع خنديدن بود گفت: اتفاقا تز من در دانشگاه در مورد نقش حرکت در شخصيت‌ها بود که از نقاشي روي غارها شروع مي‌شد و تا همين موضاعات خنده ادامه داشت و صحبت در مورد اينکه آيا شناخت و تحليل يک شخصيت کافي است يا بايد روانشناسي حرکت‌هاي آن شخص را هم دانست.

خنديدن اصلا غير جدي بودن نيست
خنديدن اصلا غير جدي بودن نيست، هر حرکتي که در زندگي جزيي از رفتار و زبان ارتباطي آدم‌ها باشد جدي است، يعني اگر نتوانيم از يکي از اين ابزار استفاده کنيم نمي‌توانيم ارتباط کاملي برقرار کنيم و نمي‌توانيم اصل مطلب را انتقال داد، متاسفانه زندگي‌هاي امروزي زندگي کاملا فردي شده است و در دنياي مجازي قرار گرفته ست، حتي در اين دنيا براي خنده‌ها هم آيکون‌هايي تعريف شده است به شکل يک صورت گرد که نه بيني دارد نه گوش، نه چاق است نه لاغرو نه يک صورت کامل که فقط با تغيير يک خط به عنوان لب احساس‌ها را انتقال مي‌دهد و حتي افراد جدي هم در مقابل شنيدن يک جک ممکن است همين آيکون را بفرستند و يک فرد خوش خنده و شوخ طبع هم همان آيکون را مي‌فرستد. خنديدن تصويري از احساس است.

يک لبخند يک عمر خاطره مي‌سازد
خيلي وقت‌ها تظاهر به لبخند و خوشحالي را من هم انجام مي‌دهم، ما بازيگر ها به نسبت کارمان گاهي محيط کار و لوکيشين‌مان مي‌شود کل محيط زندگيمان و شهري که درآن زندگي مي‌کنيم، و وقتي مردم را مي‌بيني مجبوري به خاطر اينکه او مي‌خواهد از تو احساس مثبت دريافت کند لبخند بزني. حالا ممکن است تو در شرايط بدي مثل مشکلاتي در زندگي باشي يا حتي بيمار باشي يا حال خوبي نداشته باشي اما به هر حال بايد لبخند بزني زيرا آن شخص فقط دو يا سه دقيقه با تو در ارتباط خواهد بود و آن دو، سه دقيقه مي‌تواند کل سرنوشت خاطره تو رادر ذهن آن شخص رقم بزند .

خوش به حال الکي خوش‌ها
افرادي هستند که بي‌دليل و زياد مي‌خندند و ما آنها را به الکي خوش بودن متهم مي‌کنيم، بايد بگويم که خدا را بايد شکر کرد که آنها خوش هستند. هر چند جا و شرايطي که در آن هستيم خيلي مهم است  و اينکه کجا بخنديم. به نظرمن از خنده يک انسان مي‌شود به شخصيتش پي برد همانطور که مي‌توان از طرز گريه کردن يک شخص پي به رفتارهاي او برد. به عنوان مثال شخصي که با صداي خيلي بلند مي‌خندد درست است که شادي خودش را انتقال مي‌دهد اما در عين حال خودخواهي خود را نيز نشان مي‌دهد. شايد در اتاقي ديگر مريضي وجود داشته باشد و شايد در آن جمع شخص يا اشخاص غمگيني وجود داشته باشد. بعضي اوقات در يک جمع ممکن است همه به يک موضوع خاطره‌انگيز و واقعا خنده‌دار بخندند اما يک نفر در آن جمع تنها به لبخندي اکتفا مي‌کند، ما متوجه مي‌شويم بار غم اين شخص خيلي بيشتر از شدت آن هيجان و شادي است.

اخموها جذاب‌تر نيستند
من به شدت با مدهاي رفتاري مخالفم، متاسفانه غير از پوشاک به تازگي رفتارهايي هم مد شده است. يک زماني در سينماي ما چهره ايراني گم شد يعني ما ديگر کمتر بازيگران چشم و ابرو مشکي ديديم و چشم رنگي ها سينما را احاطه کردند و همين اتفاق در رفتار ها نيز افتاد و به مرور قيافه گرفتن مد شد . ما فکر مي‌کنيم هر چه بيشتر قيافه بگيريم با شخصيت‌تر هستيم، در صورتي که خنديدن با اخم و قيافه لحظه‌اي است و اگر آن شخص يک صحبت کوچک بکند آن موقع است که بايد تصميم بگيريم که اصلا شخصيتي وجود دارد که در مورد آن صحبت کنيم . اين ژست ها فقط به درد عکس گرفتن مي‌خورد نه زندگي.

لبخند مودبانه  و لبخند حقيقي
لبخند مؤدبانه، به‌طور معمول، هنگام احوالپرسي سريع يا تصديق مؤدبانه چيزي به‌کار مي‌رود. هيچ حرکت قابل تشخيصي در چهره ديده نمي‌شود و فقط گوشه‌هاي لب به سمت بالا حرکت مي‌کنند؛ نوعي اداي احترام و نشان دادن محبت در ديدار اوليه با يک شخص که مي‌خواهيم حسن نيت خودمان را به اثبات برسانيم .

لبخند حقيقي هنگامي ديده مي‌شود که تغييرهايي در رفتار ايجاد شود که نشان‌دهنده خوشايند بودن يا لذت بردن از چيزي باشد. به همين دليل، حقيقي ناميده مي‌شود؛ زيرا از شادي واقعي به‌وجود مي‌آيد. وقتي از موضوعي رضايتمان حاصل مي‌شود و خشنود مي‌شويم لبخند حقيقي مي‌زنيم .

نشانه‌پيروزي
يکي ديگر از موقعيت‌هايي که آدم بي‌اختيار مي‌خندد، موقعيت برتري و پيروزي است. براي مثال وقتي يک تيم ورزشي بازي را مي‌برد، در چهره بازيکنان اين خنده را مي‌بينيد. اين خنده هم از آن خنده‌هايي است که لبخند را به لب بقيه هم مي‌آورد، البته به اين شرط که در تيم بازنده نباشند! در اين نوع خنده معمولا افراد به بالا مي‌پرند و دست‌هاي خود را بالا مي‌برند يا مي‌دوند و همچنان لبخند پيروزي مي‌زنند.

براي مسخره کردن
متاسفانه مسخره کردن هم از دلايل خنديدن نوع بشر به شمار مي‌رود. مسخره کردن ظاهرا براي تحقير ديگري است اما در واقع در پاسخ به تمايلات سرکوب شده افراد اتفاق مي‌افتد. براي همين هم خنده‌هاي ناشي از مسخره کردن عصبي و کشدار است و اصلا دلچسب نيست .از قديم گفته‌اند «با هم بخنديم به هم نخنديم» اما معمولابرخي از افراد اين حرکت ناپسند را خيلي دوست دارند و يکي از سرگرمي‌هايشان تمسخر کردن ديگران و خنديدن به آنهاست. اين نوع خنده اصلا زيبا نيست .

لبخند هيجان‌زده و لبخند از سر تعجب و شگفتي
لبخند هيجان‌زده شامل دو حس است: هيجان و شادي. ما در اين حالت، لبخند حقيقي را همراه با علامت‌هايي مانند بالا بردن ابروها و ايجاد خطوط افقي در روي پيشاني مشاهده مي‌کنيم. وقتي از موضوعي هيجان زده و خوشحال مي‌شويم معمولا مي‌خنديم البته به همراه حرکات فيزيکي مانند پريدن، بالا بردن دست‌ها يا حتي تکان دادن سر .

شده کسي شما را سور‌پرايز کند و به خودتان بياييد، ببينيد داريد مي‌خنديد؟! اين خنده ناشي از تعجب است و از آن خنده‌هايي است که بقيه را هم به لبخند وا مي‌دارد، البته وقتي واقعي باشد اصلاً از همان مواردي است که آدم را لو مي‌دهد که براي مثال از هديه خوشش آمده يا نه، چون نمي‌توان مصنوعي‌اش را در صورت ايجاد کرد.اين حالت در لحظه به وجود مي‌آيد به همين دليل نمي‌توان حالتي دروغين را برايش در نظر گرفت، ما در لحظه خوشحال يا غمگين مي‌شويم. اين لحظه آنقدر کوتاه است که نمي توان تصميم گرفت که الان بخندم يا نه؟ تا قبل از تصميم گرفتن ما مغز عکس‌العمل خود را نشان مي‌دهد.

خنـده همراه با اخم
برخي از افراد وقتي مي‌خندند اخم هم مي‌کنند که معمولا دربعضي از افراد چهره جذاب تري به آنها مي‌دهد، اين نوع خنده بيشتر در ميان سوپر استارها ديده مي‌شود، آنها تلاش مي‌کنند متفاوت باشند؛ حتي در نوع خنديدن.

خنده با دهان کج شده
وقتي دهان کسي موقع خنديدن کمي کج مي‌شود، بيشتر نشان مي‌دهد که شيطينتي در آن است. شايد مثلا قصد سربه‌سر گذاشتن دارد. در اين حالت کمي گوشه لب روبه پايين است و چشمان فرد هم به شخص مورد نظر زل زده است. اين حالت نشان دهنده شخصيت سرزنده و شيطنت وار کسي است که معمولا در اين حالت خنده در حال فکر کردن است.

خنده با فک افتاده
اين نوع خنده هم از نوع غير واقعي خنده است. در واقع ما وقتي مي‌خنديم. کمي فکمان پايين‌تر مي‌آيد اما اگر خنده مصنوعي باشد، فک کمتر پايين مي‌آيد و نشان مي‌دهد که فرد احتمالا براي داشتن اين لبخند تمرين کرده و الان خنده‌اش طبيعي و ناشي از احساسش نيست.

خنده زورکي
خنده زورکي عصبي است و بيشتر پيام استرس را منتقل مي‌کند. گاهي هم براي عوض کردن حال و هواي حاکم و گاهي هم براي همراهي با جمع است؛ يعني فرد دلش مي‌خواهد با اين گروه همراه باشد. در بعضي مواقع فرد شرايطي که در آن است را دوست ندارد اما بنا به دلايلي نمي تواندجمع را ترک کند و مجبور به تحمل شرايط است که در اين‌صورت گاهي مجبور به لبخند‌هاي زورکي مي‌شود .

منبع : کانون فرهنگی

بیکارترین رشته‌های تحصیلی


دکتر اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در روزهای اخیر در مراسم تودیع و معارفه وزرای اقتصادی کشور با اعلام اینکه امروز اشتغال و تورم دو چالش اصلی و اساسی کشور محسوب می شود گفته است: دولت در نظر دارد برنامه هایی را به صورت فوری و اضطراری در حوزه اشتغال کشور اجرا کند.

طی یکی دو دهه اخیر جامعه با گرایش روزافزون جوانان برای ورود به دانشگاه ها مواجه بوده و این روند همچنان ادامه دارد. اغلب افرادی که دوره متوسطه تحصیلی را طی می کنند یک نگاه جدی برای ورود به دانشگاه و دریافت یک مدرک را دارند. این مسئله به حدی رسیده است که امروز در بسیاری از رشته های دانشگاهی که جوانان از آنها فارغ التحصیل می شوند، بازار کاری وجود ندارد و به اصطلاح بازار کار بسیاری از رشته ها اشباع شده است.

برخی رشته ها بازاری برای کار ندارند

یکی از مهم ترین دلایلی که باعث به وجود آمدن این شرایط شده است، عدم ارتباط صحیح و منطقی بین دانشگاه و بازار کار است تا جایی که هر یک از این بخش ها به صورت کاملا جزیره ای و جدا از دیگری کار می کند. دانشگاه ها امروز در رشته های گوناگونی بدون توجه به نیاز واقعی بازار کار دانشجو تربیت می کنند، اما بازار کار تنها به آن بخشی از فارغ التحصیلان توجه دارد که بتواند نیاز واقعی خود به نیروی کار را برطرف نماید.

باقی ماندن این شرایط درباره اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و ناتوانی دانشگاه ها و یا بی توجهی دانشجویان به لزوم کسب مهارت های شغلی مورد نیاز بازار کار، باعث شده تا همواره نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی که انتظار می رود باید در وضعیت مناسبی باشد، بیش از سایر گروه ها و تا ۲ برابر متوسط نرخ بیکاری کشور باشد.

ناشناخته ماندن ظرفیت های قابل ارائه مراکز فنی و حرفه ای کشور در بحث مهارت آموزی و کم توجهی دانشجویان به نیازهای واقعی بازار کار، علاوه بر اینکه باعث افزایش تعداد بیکاران فارغ التحصیل در رشته های گوناگون شده است، زمینه بی اعتمادی کارفرمایان به این گروه ها را نیز دامن می زند به نحوی که کارفرمایان تصور نزدیک به یقین دارند تنها مهارت فارغ التحصیلان جویای کار کشور در کنار داشتن یک مدرک تحصیلی، رانندگی است!

آیا کارجویان دانشگاهی مهارت دارند؟

نکته جالب اینکه با وجود اطلاع نسبی جامعه از وضعیت بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی و اینکه بازار فعلی کار کشور نیازی به بسیاری از رشته های تحصیلی به دلیل تکمیل بودن ظرفیت تا حداقل چندین سال ندارد، باز هم بر ورود به دانشگاه ها و تحصیل در هر رشته ای اصرار ورزیده می شود و بدتر اینکه نه در دوران تحصیل و نه در دوران انتظار برای ورود به بازار کار، قریب به اتفاق کارجویان فارغ التحصیل دانشگاهی کمترین تلاشی برای تحقیق در بازار واقعی کار و کسب مهارت های لازم آن از جمله تسلط به کار با کامپیوتر، آشنایی با زبان خارجی و کسب فنون دیگر را انجام نمی دهند.

متاسفانه همانگونه که ذکر شد، دانشگاه ها نیز در دامن زدن به ادامه روند بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی نقش دارند تا جایی که به دلیل عدم برقراری ارتباط بین دانشگاه و بازار کار، نه تنها رشته های مورد نیاز شناسایی نمی شود، بلکه بر ادامه پذیرش دانشجو در تمامی رشته ها نیز اصرار ورزیده می شود. از سویی دیگر، دانشگاه ها تلاش چندانی برای ارائه مباحث مهارتی در کنار موضوعات تئوریک جهت رفع ضعف های بیکاری بسیاری از کارجویان دانشگاهی نیز انجام نمی دهند.

به تازگی آماری از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره وضعیت بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در رشته های گوناگون منتشر شده است که استناد آن به نتایج آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۹۰ مرکز آمار ایران است.

بر این اساس، مجموعا ۷۶۸ هزار و ۵۱ نفر بیکار فارغ التحصیل دانشگاهی در کشور وجود دارد که از این تعداد ۲۰۷ هزار و ۳۱۰ نفر دارای مدرک فوق دیپلم، ۵۰۵ هزار و ۱۰ نفر دارای مدرک لیسانس، ۵۲ هزار و ۱۶۹ نفر فوق لیسانس و دکترای حرفه ای و ۳ هزار و ۳۸۸ نفر نیز دارای مدرک دکترای تخصصی هستند.

وضعیت بیکاری در رشته های گوناگون

بیشترین تعداد بیکاران در رشته های مهندسی، ساخت و تولید با ۲۵۱ هزار و ۴۰۲ نفر وجود دارد و پس از آن نیز ۲۲۲ هزار و ۱۱۲ نفر در رشته های علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق قرار دارند. از مجموع بیش از ۷۶۸ هزار نفر بیکار فارغ التحصیل دانشگاهی، ۳۶۳ هزار و ۷۴۰ نفر مرد و ۴۰۴ هزار و ۳۱۱ نفر نیز زن است.

بالاترین تعداد مردان بیکار در رشته مهندسی، ساخت و تولید با ۱۷۸ هزار و ۴۶۱ نفر است و بیشترین تعداد زنان بیکار نیز با ۱۳۴ هزار و ۷۹۱ نفر در رشته علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق تحصیل کرده اند. مجموعا ۱۰۰ هزار و ۹۱۲ نفر مرد و زن در رشته های علوم انسانی و هنر بیکار هستند و ۷۶ هزار و ۱۹۱ نفر نیز در علوم، ریاضی و کامپیوتر جزو بیکاران محسوب می شوند.

۳۸ هزار و ۴۳۸ نفر در رشته های کشاورزی و دامپزشکی، ۲۵ هزار و ۹۹۷ نفر در رشته های بهداشت و رفاه (بهزیستی) و ۱۷ هزار و ۴۰۷ نیز در رشته خدمات بیکار هستند. از کل ۷۶۸ هزار بیکار فارغ التحصیل دانشگاهی کشور ۱۳ هزار و ۴۵ نفر رشته تحصیلی خود را اظهار نکرده اند.

بیکاری ۳ هزار دکترای تخصصی

از ۵۲ هزار و ۱۶۹ نفر بیکار فوق لیسانس و دکترای حرفه ای، ۱۱ هزار و ۸۸۶ نفر در رشته های علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق تحصیل کرده اند و ۱۲ هزار و ۳۵۳ نفر نیز دارای مدرک رشته های مهندسی، تولید و ساخت هستند. ۹ هزار و ۶۰۷ نفر نیز در رشته علوم، ریاضی و کامپیوتر و ۶ هزار و ۷۸۱ نفر نیز در رشته علوم انسانی و هنر بوده اند. سهم سایر رشته ها از موارد یادشده کمتر بوده است.

به صورت کلی، ۱۲۲ هزار و ۸۶۳ مرد دارای مدرک فوق دیپلم و بیکار هستند، از سویی ۲۱۳ هزار و ۷ نفر لیسانس، ۲۵ هزار و ۵۱۷ نفر فوق لیسانس و دکترای حرفه ای و ۲ هزار و ۲۵۷ نفر نیز دکترای تخصصی دارند. در بین زنان ۸۴ هزار و ۴۴۷ نفر بیکار فوق دیپلم، ۲۹۲ هزار و ۳ نفر لیسانس، ۲۶ هزار و ۶۵۲ نفر فوق لیسانی و دکترای حرفه ای و هزار و ۱۳۱ نفر نیز دارای مدرک دکترای تخصصی هستند.

جدول بیکاری در ۱۷ رشته تحصیلی

سخنی با خدا به زبان ریاضی

 

خدایا! شکر که تو را حدی برایت متصور نیست. سپاس تو را که بی نهایت مهربانی و بی شمار پاک

خدایا! حمد و سپاس از آن توست که محیطی بر تمام عالم و تو تکیه گاهی بر تمام موجودات

. خداوندا! بنده ای هستم سراپا تقصیر که وجودم بر محور حیات در محاصره پیکانهای شیاطین

است.

خدایا! دستم را بگیر که من کسری از توأم و وجودم از آن توست و همه مرا به نام تو می

شناسند که من مشتقی از حد بی انتهای توام.

پروردگارا! ….

تا حالا دقت کردین !!!

تا حالا دقت کردین : وقتی حوصله ات سر میره اولین جایی که میری سر یخچاله …؟!

تا حالا دقت کردین : وقتی با یک نفر دیگه به صورت شریکی چیپس یا پفک می خوریم همش توهم داریم در حقمون اجحاف می شه اون وقت با استرس مشت مشت می خوریم …؟!

تا حالا دقت کردین : هر کی میره نانوایی همین که نون رو بهش میدن اولین لقمه رو خودش می خوره …؟!

تا حالا دقت کردین : وقتی سوهان میخوری ۹۵%ش میره لای دندونات و فقط ۵% ش نصیب معدت میشه …؟!

تا حالا دقت کردین : ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾله …؟!

تا حالا دقت کردین : وقتی نصفه شب تلویزیون رو روشن می کنیم صداش تا تهش زیاده …؟!

تا حالا دقت کردین : وقتی‌ توی یه جمعی‌ یکی‌ میگه اون تلویزیون رو کمش کن، یکی‌ دیگه از اونور میگه اصلا خاموشش کن …؟!
تا حالا دقت کردین : همیشه تو فیلما هروقت کسی تنها خونه هستو داره فیلم ترسناک می بینه سریع بیرونو نشون میدن که داره بارون و باد میاد و رعد و برق میزنه …؟!
تا حالا دقت کردین : وقتی یه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش دیده می کنه تو مدت فیلم یه جوری نگاتون می کنه که انگار خودش فیلمو ساخته …؟!

دقت کردین : هر موقع دارین سشوار می کشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس می کنین یکی صداتون می کنه …؟!

تا حالا دقت کردین : تا آرایشگر روپوش رو می اندازه رومون، دماغمون خارش می گیره …؟!

تا حالا دقت کردین : وقتی کفشهاتون رو واکس می زنید همون روز همه کفشهاتون رو لگد می کنن …؟!

تا حالا دقت کردین : وقتی تو ایستگاه منتظر اتوبوسید و نمیاد همین که تصمیم می گیرید با تاکسی برید و در تاکسی رو باز می کنید اتوبوسم پشت سرتون می رسه …؟!

تا حالا دقت کردین : یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که، وقتى از مطب دکتر میان بیرون، حساب کنن ببینن این دکتره روزى چقدر درآمد داره …؟!

و تا حالا دقت کردین که : چقدر خوندن مطالب طنز می تونه در بهتر شدن و شاد کردن روحیه مون حتی برای چند لحظه، تأثیر مثبت بذاره …؟!

قبل از امتحان ریاضی، کاکائو بخورید

پژوهشگران می‌گویند: با خوردن کاکائو (chocolate)، ریاضیات خود را تقویت کنید.

به گزارش ایسنا، اگر در درس ریاضی ضعیف هستید و نمره خوبی در امتحان این درس نگرفته‌اید، قبل از شركت در امتحان بعدی،‌ کاکائو بخورید.

یك تحقیق جدید نشان داد كه خوردن کاکائو می‌تواند توان مغز را در انجام تحلیل‌های ریاضی بهبود بخشد و هم چنین میزان انرژی بدن را افزایش می دهد.

محققان در این پژوهش دریافته‌اند:

کاکائو و گروهی از مواد شیمیایی موسوم به پلی فنول‌ها حاوی تركیبی به نام فلاوانول‌ها هستند كه این ماده با افزایش جریان خون در مغز، این تاثیرات تقویت كننده را بر جای می‌گذارد.

 

این پژوهش از سوی محققان دانشگاه نورتومبریا انجام گرفته است.

یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد: دانش آموزانی كه قبل از امتحان ریاضی کاکائو می‌خورند، واقعا در امتحان خود موفق‌تر عمل می‌كنند و از مزیت تاثیر کاکائو روی توان مغزی بهره‌مند می‌شوند.

مصرف کاکائو برای انجام كارهایی كه چالش ذهنی به دنبال دارد، مفید است.

پژوهشگران توصیه می‌كنند: برای كارهایی كه در انجام آنها دچار مشكل می‌شوید، کاکائو بخورید تا به شما كمك كند. در این پژوهش ۳۰ داوطلب تحت مطالعه قرار گرفتند.

نتایج تحقیقات نشان داد: كسانی كه کاکائوی داغ مصرف می‌كنند، سریع تر و صحیح تر محاسبات ریاضی را انجام می‌دهند.

مطالب زیبا در مورد ریاضی

نيروي محرکه ابداع رياضي استدلال نيست، تخيل است.

(دمورگن)

 بايد به ياد داشته باشيد که مفهوم هاي رياضي نتيجه اي از کار آزاد ذهن نيستند بلکه انعکاسي از جهان واقعي و عيني دور وبر ما هستند که البته اغلب به صورت کاملا انتزاعي طرح مي شود.

(د .یا.سترویک)

 هر کشف تازه اي که در علوم طبيعي و صنعت رخ ميدهد تنها از راه به کار بردن نتيجه گيري هاي جديد در عمل و يا زنده کردن نظريه هاي فراموش شده رياضي است به اين ترتيب نظريه هاي رياضي از قبل راه پيشرفت علم وصنعت را پيش بيني مي کنند.

(فلدلیوم)

 اعتقاد به قابل حل بودن هر مساله ریاضی یک عامل محرک قوی برای کسی است که روی آن کار می کند.

در درون ما همیشه صدایی طنین انداز است که مساله ای پیش رو است برای حل آن تلاشت را به کار ببند.

شما می توانید آن را با استدلال روشنی بیابید.

در ریاضیات احساس عجز و ناامیدی جایی ندارد.

(دیوید هیلبرت)

اطلاعیه : بروز رسانی سایت

دانش آموزان عزیز به دلیل اعمال تغییراتی در سایت، در صفحه اصلی تغییراتی بوجود آمده است که به زودی بر طرف خواهد شد.